محمد تقي جعفري

68

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

هنرها را تشكيل داده است . و با تشبيه ديگر : نفوذ قانون عليت در همهء صحنه‌هاى معرفت ، مانند نفوذ آب در تمام اجزاى درخت از ريشه گرفته تا آخرين برگش مىباشد . اين قانون عمومى يا بعبارت ديگر اين قانون قانونها با آن همه گسترش و نفوذى كه بهمهء مغزها داشته است ، با اين حال دو متفكر را نمىتوان پيدا كرد كه در همهء مسائل مربوط به اين قانون اتّحاد نظر كامل داشته باشند . كتب و آثار گذشتگان و معاصرين پر از كشاكشها و مشاجرات نرم و تند در بارهء اين قانون است . باضافهء آن همه ناآرامىها و مناقشات هفت نوع تشكيك اساسى هم به اين بحران معرفتى دامن زده ، طوفان آرامش ناپذيرى را بوجود آورده است . اين هفت نوع تشكيك بقرار زير است : تشكيك يكم - بعضى از متفكران قرون گذشته گفته‌اند : جريان رويدادهاى معين ، در دنبال رويدادهاى معين ديگر ، مربوط به يك قانون جبرى كه سلطه و اختيار خدا را بگيرد ، نمىباشد . بلكه اين تعاقب حوادثى است كه سنت خداوندى در عالم هستى بجريان انداخته و با عينكهاى مختلفى مورد شناخت و بهره بردارى انسانها قرار مىگيرد . چشمانداز اين تشكيك وسيعتر از تشكيك دوم است كه از دويد هيوم بيادگار مانده است . تشكيك دوم - از دويد هيوم متفكر انگليسى است كه مىگويد : « هيچ رابطهء ضرورى ميان علت و معلول تحقق عينى ندارد ، بلكه آنچه كه براى ما علل و معلولات ديده ميشوند ، جز تعاقب و توالى رويدادها چيز ديگرى نيستند . » وقتى كه هيوم با اين اعتراض روبرو مىشود كه : پس چرا هر رويداد معينى دنبال رويداد معينى به راه مىافتد پاسخ مىدهد كه « من نمىدانم » تشكيك سوم - از فيزيكدنان جديد نقل مىشود كه مىگويند : « رابطه عدم حتميت ميان رويدادهاى اتمى » قانون علَّيّت را با شكست قطعى مواجه مىسازد . موقعى كه باينان